فتوکلیپ عملیات کربلای 1


ادامه نوشته

شهدا شرمنده ایم

سجده ابدی

بعد از نماز صبح و خواندن زيارت عاشورا، به سمت منطقه مورد نظر در تپه هاى فكه حركت كرديم. از روز قبل، يك شيار را نشانه كرده بوديم و قرار بود آن روز درون آن شيار به تفحص بپردازيم.
پاى كار كه رسيديم، بچه ها «بسم الله» گويان شروع كردند به كندن زمين. چند ساعت شيار را بالا و پائين كرديم، ولى هيچ خبرى نبود. نشانه هاى رنج و غصه در چهره بچه ها پديدار شد. نااميد شده بوديم. مى خواستيم به مقر برگرديم، اما احساس ناشناخته اى روح ما را به خود آورده بود. انگار يكى مى گفت: «نرويد... شهدا را تنها نگذاريد...»
....

 

نام کوچک او عشقعلی بود ...


آخرين روز سال امام علي (ع) بود به دوستان گفتم امروز آقا به ما عيدي خواهد داد. در زيارت عاشوراي آن روز هم متوسل شديم به‌منظور عالم، حضرت علي (ع)، همه بچه‌ها با اشك و گريه، آقا را قسم كه اين شهيدان به عشق او به شهادت رسيده‌اند. از اميرالمومنيين (ع) خواستيم تا شهيدي بيابيم رفتيم پاي كار، همه از نشاط خاصي برخوردار بوديم مشغول كند‌وكاو شديم آن روز اولين شهيدي را كه يافتيم با مشخصات و هويت كامل پيدا شد نام كوچك او عشقعلي بود.

 

آب دبه بعد از گذشت 12 سال هنوز گوارا بود


در فكه كنار يكي از ارتفاعات تعدادي شهيد پيدا شدند كه يكي از آنها حالت جالبي داشت. او در حالي روي زمين افتاده بود كه دو دبه پلاستيكي 20 ليتري آب در دستان استخواني‌اش بود. يكي از دبه‌ها تركش خورده و سوراخ شده بود ولي دبه‌ ديگر، سالم و پر از آب بود. در دبه را كه باز كرديم، با وجود اين‌كه حدود 12 سال از شهادت اين بسيجي سقا مي‌گذشت، آب آن دبه بسيار گوارا و خنك بود.

 

عدالت - به ياد شهداى تفحص


به همراه بچه هاى تفحص بوديم و از همراهى شان كسب فيض مى كرديم گهگاه پاى خاطراتشان هم مى نشستيم از جمله پاى خاطرات جانباز شهيد حاج على محمودوند.
خاطره اى كه در ذيل مى آيد نقل از اوست كه قسمم داد تا وقتى زنده است آن را بازگو نكنم! و حالا كه محمودوند گرامى در بهشت آرميده است نقل اين خاطره شايد نقبى بزند به آن روزهاى خوب خدا، اميد كه از آن حال و هوا خوشه چين معرفت باشيم.
سال ۶۱ در عمليات والفجر مقدماتى(فكه) از واحد تخريب لشكر ۲۷ به گردان ها مامور شده بوديم و محل حضورم در گردان حنظله بود. يك شب كه در گردان خواب بوديم متوجه شدم شخصى كه در كنار من خوابيده به نام عباس شيخ عطار به شدت در حال لرزيدن است و به حال تشنج افتاده بود....

ادامه نوشته

سردار شهید محمود کاوه

نام پدر:محمد محل تولد:شهرستان مشهد تاريخ تولد:40/03/01 تاريخ شهادت :65/06/11 محل شهادت :حاج عمران منطقه :عمليات كربلاي 2 مسؤليت :فرمانده‌لشگر عضويت : كادر يگان:لشگر ويژه شهدا گلزار :بهشت رضا     سردارشهید محمود كاوه‌ در خرداد هزار و سيصد و چهل‌ در خانواده‌اي‌ مذهبي‌ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. پس‌ از تحصيلات‌ ابتدايي‌ همراه‌ پدرش‌ خدمت‌ مقام‌معظم‌ رهبري‌ در مسجد امام‌ حسن‌ مجتبي‌ مي‌رسند و ايشان‌مي‌فرمايند: «اگر محمود دروس‌ كلاسيك‌ را به‌ اتمام‌ برساند و سپس‌ به‌دروس‌ حوزوي‌ بپردازد بهتر است‌.» پس‌ از آن‌ در مدرسه‌ راهنمايي‌«غزنوي‌»، ثبت‌ نام‌ و به‌ ادامه‌ تحصيل‌ مشغول‌ شد.
ادامه نوشته

زندگی نامه سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت

سردار شهیدحاج محمد ابراهیم همت به روز ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلّی و زیارت قبر سالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید. محمد ابراهیم درسایه محبت های پدر ومادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.
ادامه نوشته